تبليغاتX
كوه در من

كوه در من

 

برفخانه ـ تزرجان یزد فروردین ۸۵

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/06/26ساعت 23:50  توسط مهدي معماري  | 

 

 

بنام خدا

 

گزارش برنامه تراورس دماوند از يال جنوبي ( رينه)

شهريور  ٨٤

 

 

روز يكشنبه  ٢٠/٦/٨٤ بمنظور اجراي برنامه تراورس دماوند عازم تهران مي‌شوم . حدود بيست روزپيش حين اجراي اين برنامه از يال غربي و پناهگاه سيمرغ  در روز دوم برنامه بعلت سقوط يكي از همنوردان روي یکی از زبانه های يخچال شمالغربي و متاسفانه شكستگي پاي وي برنامه متوقف شد . روز يكشنبه به تهران مي‌رسم . سپس به رينه و قرارگاه فدراسيون كوهنوردي مي‌روم . با كرايه يك دستگاه ماشين به ابتداي جاده‌ي خاكي گوسفند سراي احسان مي‌روم . ساعت ٣٠/١٥ دقيقه عصر در ارتفاع ٢٤٠٠ متري بطرف گوسفندسرا براه مي‌افتم . حدود دو ساعت بعد به گوسفند سرا در ارتفاع ٢۹٠٠ متري مي‌رسم. شب را در گوسفند سرا كه در واقع حكم بيس كمپ را دارد شب‌ ماني مي‌كنم. روز دوشنبه ٢١/٦/٨٤ ساعت ٦ صبح گوسفند سرا را از مسير معمول بطرف بارگاه سوم در ارتفاع ٤١٥٠ متري ترك مي‌كنم. ساعت ١٥/١٠ دقيقه به بارگاه سوم مي‌رسم. حدود يكساعت بعد از مسيرجنوبي تا ارتفاع ٤٣٠٠ متري صعود كرده سپس به سمت غرب تراورس مي‌كنم. حد فاصل يال جنوبي و اولين يال شن اسكي سنگيني است به زحمت خود را به يال مي‌رسانم. پس از آن ظاهرا تا يال وزان وضعيت به همين شكل است. به ترتيب يالهاي خومه ، لومر، اسپرين سر، يخچال اسپرين ، جناقي ، وزان ، چال چال، سروزان بهمراه چند برفچال كوچك و بزرگ را تراورس مي‌كنم. براي عبور از دره‌ي بين يال لومر و يال وزان مجبور مي‌شوم چندين بار تا ارتفاع ٤٦٥٠ متري صعود كنم و مجددا ارتفاع كم كنم. از روي يال زرد رنگ سروزان دور نمائي از پناهگاه سيمرغ را مي‌بينم. از مسير شن اسكي بسرعت ارتفاع كم مي كنم. ساعت ١٥/١٦ دقيقه عصر به پناهگاه مي‌رسم. چند كوهنورد سيمرغ را بطرف يال سروزان براي جستجوي پيكر مرحوم يزداني ترك كرده‌اند. در اين بين برادران و تعدادي از دوستانش نيز حضور دارند. پس از ساعتي نفرات باز مي‌گردند اما جسدي را كه بهمراه آورده‌اند متعلق به مرحوم يزداني نيست ولي به هر حال او را پائين آورده‌اند. حالم زياد خوب نيست. يك قرص مسكن مي‌خورم و به كيسه خواب مي‌روم. روز سه‌شنبه ٢٢/٦/٨٤ پس از خوردن صبحانه ساعت ٣٠/٧ دقيقه پناهگاه را ترك مي‌كنم. در ارتفاع ٤٤٠٠ متري و ابتداي صخرهاي سياه رنگ يال غربي به سمت چپ و يال ورارو تراورس مي‌كنم. يالهاي اشكارچال و تيغه لش بوم را پشت سر مي‌گذارم. از سرماي هوا استفاده مي‌كنم و به سرعت عرض يخچال شمالغربي را عبور مي‌كنم. از يال شما لغربي،  شمال شمالغربي و شمالی(اصلی) مي‌گذرم. مسير شن اسكي و شيب تندي دارد. يال جانپناه‌ها در نزديكي قابل رؤيت است. با گرم شدن هوا بارش بي امان سنگ از يخچال سيوله و دوبي سل آغاز شده است. يخچالها را از قسمت انتهايي در ارتفاع ٤١٠٠ متري تراورس مي‌كنم. چند صد متر باقيمانده به جانپناه را مي‌دوم. ساعت ٣٠/١١ دقيقه خود را به داخل جانپناه اول پرتاب مي‌كنم. حدود يكساعت استراحت مي‌كنم. سنگهاي غلطان از سيوله و دوبي سل به راه افتاده‌اند كه البته ديگر خطري ندارند. مسير معمول را بطرف جانپناه دوم در ارتفاع ٤٧٠٠ متري ادامه مي‌دهم. پس از حدود ٥/١ ساعت به جانپناه مي‌رسم. از دور با ديدن درب بسته جانپناه مطمئن مي‌شوم امشب را بايد به تنهايي در جانپناه بمانم. وزش باد از ظهر لحظه‌اي قطع نشده. پس از قدري استراحت به جستجوي آب مي‌روم. هوا آنقدر سرد و وزش باد شديد است كه از جستجو منصرف مي‌شوم و با همان مختصر آبي كه همراه داشتم پس از صرف شام ، شب نشيني‌ام با ارواح دماوند در ميان زوزه‌هاي بي آمان باد آغاز مي‌شود !

روز چهارشنبه ٢٣/٦/٨٤ در حاليكه شب قبل را خوب استراحت نكرده‌ام با بي ميلي كوله‌ام را مي‌بندم. قدري صبر مي‌كنم تا شايد وزش باد قطع شود ولي اينطور نيست و فقط دارم وقت را از دست مي‌دهم. ساعت ٨ صبح جانپناه را ترك مي‌كنم. در ارتفاع ٥٠٠٠ متري بطرف يال شمالشرقي كه حالا به موازات يال شمالي ارتفاع مي‌گيرد  تراورس مي‌كنم. از چند يخچال كه زبانه هاي كوچكي از بام برفي هستند عبور مي‌كنم. هوا سرد است و يخ بلوري يخچال حركت را كند كرده است. دور نمايي از پناهگاه تخت فريدون قوت قلب بزرگي است. پس از دقايقي خود را در مسير پناهگاه مي‌بينم. به سرعت ارتفاع كم مي‌كنم. در ارتفاع٤٨٠٠ متري گروهي خارجي را در حال صعود مي‌بينم ظاهرا براي هم هوايي آمده‌اند. و صعود اصلي‌شان روز بعد است. خداحافظي مي‌كنم و براه مي‌افتم. شدت باد در اطراف پناهگاه به حدي بود كه چندين بار تعادلم را از دست میدهم و به زمین می خورم. ساعت ١٢ ظهر به تخت فريدون مي‌رسم. پس از صرف نهار همزمان با بازگشت تيم خارجي تخت فريدون را ترك مي‌كنم و از طولاني ترين شن اسكي ايران ساعت ٣٠/١٥ دقيقه به چشمه استله سر مي‌رسم. از همان لحظه‌ي ورود سگهاي گله به استقبالم مي‌آيند. چوپان گله به سرعت خود را مي‌رساند و مرا نجات مي‌دهد.

نامش محمد است. اهل مزار شريف و البته عاشق كلاشنيكف ! هر دومان گرسنه‌ايم و او هم وقتي مي‌داند اهل جنوب هستم از ماهي صحبت مي‌كند. وقتي به او مي‌گويم مزه‌ي ماهي ها با هم فرق دارد كلي تعجب مي‌كند. نمي‌دانم شايد فكر كرد او را دست انداخته‌ام!

تصميم مي‌گيرم با توجه به مدت زماني كه تا غروب باقي مانده خود را به چشمه اسپه برسانم و شب را در آنجا بمانم. از محمد خداحافظي مي‌كنم. ساعت ١٥/١٨ دقيقه به اسپه در ارتفاع٢٢٨٠ متري مي‌رسم. حدود صد متر دورتر از چشمه در پناه سنگي بيواك مي‌كنم. روز پنج شنبه ٢٤/٦/٨٤ ساعت ٧ صبح در حاليكه تمام منطقه را مه گرفته است از خواب بيدار مي شوم. وسايلم را جمع مي‌كنم و معطل مي‌كنم تا هوا باز شود. ساعت ٨ براه مي‌افتم. پس از ساعتي به باغ ملك مي‌رسم و از پل چوبي مي‌گذرم. ازطريق يال خاكستري رنگي در غرب دره صعود مي‌كنم. ساعت ١٢ ظهر به ملارد مي‌رسم. در ارتفاع٢٣٢٠ متري از طريق جاده آسفالته بطرف آبگرم لاريجان براه مي‌افتم. ساعت ٣٠/١٣ دقيقه به آبگرم  و پس از آن به روستاي كرنا و نهايتا به رينه و قرارگاه فدراسيون مي‌رسم و برنامه‌اي كه چندين ماه در موردش فكر كرده بوديم در غروب روز ٢٤/٦/٨٤ به پايان مي‌رسد. اين برنامه در واقع ماحصل سه سال تلاش دوستان و همنوردانم در صعود از يالهاي دماوند، يال شمالي، جنوبي، غربي، شمالشرقي، تراورس شمالي به جنوبي ، تراورس شمالغربي به جنوبي بوده و اينجانب انجام اين برنامه را مديون حضور صميمي و همراهشان خواهم بود. پایان                                                                                                                              

بندرعباس شهريور ۸۴

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/06/14ساعت 11:30  توسط مهدي معماري  | 

 

                                                            به نام خدا

 

گزارش برنامه صعود به گنو - جبهه شمال شرقی

دره ی  تنگ باغ(١)

 

 

روز دوشنبه مورخ ٢٠/١١/٨٢ ساعت ٠٥٣٠صبح از طریق جاده بندرعباس به سیرجان عازم روستای ییلاقی تنگ باغ واقع در دامنه های شمالی کوه گنو می شویم . پس از حدود ٤٠ دقیقه ضمن گذشتن از روستا ی دشت اما م (٢) وتقاطع  آبگرم در کنارپاسگاه انتظامی (٣) گنو از ماشین پیاده می شویم . تصمیم داریم مسیر ۱۲ کیلومتری خاکی باقیمانده تا روستای تنگ باغ را پیاده طی کنیم .مسیر خاکی رادر جهت غرب آغاز می کنیم پس از دقایقی از چند مرغداری تازه تاسیس می گذریم . پس از گذشت حدود ٥/٢ ساعت به ابتدای روستای تنگ باغ ، محله سرگدار (٤) می رسیم . اینبار تصمیم داریم از مسیری جدید به قله آنتن صعود کنیم . در ابتدای روستا متوجه یک یال می شویم که از ارتفاع ٣٠٠ متری دشت پس از حدود ٥/٢ کیلومتر با یک پیچش به سمت جنوب بطور فزاینده ای ارتفاع می گیرد . از مسیر خاکی روستا به سمت راست خارج شده و خودرا به لبه یال می رسانیم . مسیر را در جهت غرب ادامه داده و رفته رفته ارتفاع می گیریم از فراز روستای تنگ باغ پایین می گذریم و در حالیکه یال به موازات جاده خاکی ادامه دارد به بالای روستای تنگ باغ می رسیم . در اینجا مسیر یال با چرخش مشخصی به سمت جنوب تغییر می کند . ارتفاع به طور چشمگیری افزایش یافته و بطور مستقیم از لبه غربی دره با سینه کشی سنگین ضمن صعود و فرود از چندین قله فرعی و دره های پی در پی به دشت مشرف به قله سرجوتون و تاسیسات می رسد. با احتیاط از مسیر صخره ای یک قله بی نام  فرود می آییم و در دشتی پوشیده از گون و درختان اورس عازم قله می شویم . ساعت حوالی ١٦ پس از صعود قله با رسیدن به جاده آسفالته صدا و سیما بوسیله ما شین راهی بندرعباس می شویم . با دراختیار داشتن حدود ٣ ساعت زمان پس از عبوراز جاده آسفالته در جهت غرب می توان قله اصلی گنو قلات نصیری و قلل معروف دو برار و زندان را نیز صعود نمود .و یا می توان پس از صعود قله از طریق راهی پاکوب به روستای کهنوج رفته و پس از عبور از باغ پشتنگ (٥) در جهت شمال به دره تنگ باغ سرازیر شده و خود را به روستای تنگ باغ برسانیم .

بهترین زمان صعود : سه ماهه پایانی سال

____________________________________________________

(۱) روستای تنگ باغ: روستايي واقع در دامنه های شمالی گنو ، روستا در ابتدای دره ای قرار گرفته که يکی از مسيرها ي برای صعود قله آنتن و دستيابی به روستا های کهنوج بالا و پايين می باشد .

(۲) روستای دشت امام واقع در کیلومتر ۲۵جاده بندرعباس به سیرجان

(۳) سرگدار: محله سر گردنه

(۴)پاسگاه انتظامی گنو واقع در کيلومتر ٢٨ جاده بندرعباس به سيرجان بعد از دشت امام و دوراهی آبگرم

(۵) باغ پشتنگ: باغی پر آب و زيبا واقع در دره تنگه باغ با ارتفاع ١١١٠ متر و مختصات ٢٧٢٦٤٦٦ عرض شمالی  ٠٥٦١٢٠٣٢طول شرقي

 

 

                                                                       

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/06/09ساعت 19:30  توسط مهدي معماري  |